عقاب تیز پرواز

متن مرتبط با «پیش از اینت بیش از این» در سایت عقاب تیز پرواز نوشته شده است

برای دختر ستاره ها این رمان مال خودمه فعلا درحال نوشتنشم برای همین هردفعه تعداد کمی پست میزارم م

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 مقدمه: میخواهم جایی باشم برای داشتن کمی ارامش در جایی ابدی ارامش اینجاس اینجاپایان خط زندگیست این جا گورستان است صدای xa0مردگان xa0خلاصه: گورستان محل زندگی اجسادیس که دیگر روح از وجودشان خارج شده. xa0 اما اینجا فرق داره اینجا محل زندگی هاست xa0xa0 اینجا: گورستانی برای زندگانxa0 نویسنده:آنورا ...

    ادامه مطلب
  • آرزو هـــــــــــــای دراز

  • پیش از این ها از قیصرامین پور

  • نیلوبلاگ

    پیش از اینها فکر میکردم خداخانه ای دارد کنار ابرها مثل قصر پادشاه قصه هاخشتی از الماس خشتی از طلا پایه های برجش از عاج و بلوربر سر تختی نشسته با غرور ماه برق کوچکی از تاج اوهر ستاره، پولکی از تاج او اطلس پیراهن او، آسماننقش روی دامن او، کهکشان رعد وبرق شب، طنین خنده اشسیل و طوفان، نعره توفنده اش دکمه ی پیراهن او، آفتاببرق تیغ خنجر او ماهتاب هیچ کس از جای او آگاه نیستهیچ کس را در حضورش راه نیست پیش از اینها خاطرم دلگیر بوداز خدا در ذهنم این تصویر بود آن خدا بی رحم بود و خشمگینخانه اش در آسمان، دو...

    ادامه مطلب
  • ازبستگان خدا

  • نیلوبلاگ

    کودکی با پای برهنه روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد.زنی در حال عبور او را دید و دلش سوخت، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش!کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.کودک گفت: می دانستم با او نسبتی دارید!...

    ادامه مطلب
  • اینم پست اول داستانم

  • نیلوبلاگ

    -سام مامان زیاد دورنشو xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 -باشه مامان همین اطرافم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 -امروز اومده بودیم بامامانمxa0 بیرون ...

    ادامه مطلب
  • اینم پست چهارم در اصل قسمت اخره ولی اگه کاربرا بخوان میتونم جلد بعدشو بنویسم برای دختر ستاره ها

  • نیلوبلاگ

    اینم ادامه ی رمانxa0xa0xa0xa0xa0 xa0پست چهارم امیدوارم خوشتون بیاد ---- آنورا----xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0بعد از موافقت بچه ها انرژی گرفتم انرژی که حتی موقع حرکت به اینجا نداشتمش الان اونقدرxa0 مطمئنم به تصمیمون که انگار هیچ وقت در این حد مصمم نبودم باید حرکت میکردیم حرکتی به سوی سرنوشتxa0 تهش هرچی باشه دیگه مهم نیست مهم هدفیه که هممون توش ریسک کردیم ریسکی روی زندگیمون xa0همه باهم بلندش...

    ادامه مطلب